*openbooks*

داستانهای امثال

زهره طوسی زاده
                            *openbooks*

داستانهای امثال

داستانهای امثال

نویسنده: دکتر حسن ذوالفقاری

داستانهای امثال در برگیرنده دو هزار و پانصد داستان مثل از 130 منبع است. این مجموعه حاوی داستانهایی است که در باره ی ریشه ی ضرب المثل های فارسی ساخته شده است.

منبع این داستانها بخشی متون ادب فارسی چون مثنوی مولوی، قابوس نامه، کلیله و دمنه، مرزبان نامه، انوار سهیلی، آثار عطار، سیاست نامه، حدیقه الحقیقه و ده ها اثر کلاسیک فارسی و کتابهای امثال و حکم فارسی و محلی است. بخشی از این داستانها براساس ساخته عوام است که از آنها دو یا چند روایت وجود دارد. داستانهای شیرین این کتاب جز آنکه بیانگر ریشه ی داستانی ضرب المثل های فارسی است، خود مجموعه ای از جذاب ترین داستانهای رایج میان مردم نیز هست. در مقدمه ی مبسوط تر به تاریخچه، منشاء، فواید، ویژگی ها، ریخت شناسی و تقسیم های داستان امثال نیز اشاره می شود تا خوانندگان با این موضوع بیشتر آشنا شوند. این کتاب در نوع خود جامع ترین مجموعه داستانهای مربوط به ضرب المثل های فارسی است که می تواند منبع مهم و اساسی در این زمینه به حساب آید. این داستانها که عمدتا بر اساس ساخته مردم است، جزء منابع مهم مطالعه ی ادب شفاهی نیز محسوب می گردد. مطالعه ی این داستانهای شیرین و پر جاذبه و طنز آمیز این کتاب ما را با بخشی از فکر و فرهنگ ایرانی و اندیشه ها و حکمت های مردمی آشنا ساخته و دورنمایی از زندگی ایرانی را برای مان ترسیم می کند و خاطرات خوشی را برای همیشه در ذهن ما باقی می گذارد.

برگ سبزی است تحفه درویش:

در گذشته افرادی که لباس های بلند سبز می پوشیدند درویش و نیازمند بودند. برای درویشان سخت بود که از مردم درخواست پول کنند، به همین خاطر برگ سبزی به نشانه محبت و دوستی به افراد می دادند و آن رهگذران به جای برگ سبز به درویش پول می دادند.

این مثل زمانی به کار می رود که فردی می خواهد هدیه ای بدهد که در شان شخص نیست یا کم ارزش است و برای نگه داشتن احترام می گویند: برگ سبزی است تحفه درویش.

ایراد بنی اسراییلی می گیرد:

پس از آن که حضرت موسی به پیغمبری مبعوث گردید اقوام بنی اسراییل به عناوین مختلف از موسی معجزه می خواستند حضرت موسی هم هر آن چه آن ها مطالبه می کردند به قدرت خداوندی انجام می داد ولی هنوز مدت کوتاهی نمی گذشت که مجددا ایراد دیگری بر دین وارد می کردند. می گفتند ای موسی ما به تو ایمان نمی آوریم مگر آن که قدرت خداوندی را در این بیابان سوزان و بی آب و علف به شکل و صورت دیگری بر ما نشان دهی. پس به فرمان الهی ابری بر آن قوم سایبان انداخت و برای آن ها غذای از عسل و بلدرچین فرستاد.

پس از چندی آب خواستند موسی عصای خود را به فرمان الهی به سنگی زد و از آن دوازده چشمه خارج شد که اقوام و قبایل دوازده گانه ی بنی اسراییل از آن نوشیدند. دیری نپایید که در میان قوم بنی اسراییل قتلی اتفاق افتاد از موسی خواستند قاتل اصلی را پیدا کند. موسی گفت: خداوند تعالی می فرماید اگر گاوی را بکشید و دم گاو را بر جسد مقتول بزنید مقتول به زبان می آید و قاتل را معرفی می کند. بنی اسراییل گفتند از خدا سوال کن چه نوع گاوی باشد، چه رنگی باشد و بهانه های زیادی گرفتند. موسی به کوه طور رفت، ندا آمد که این گاو باید رام باشد زمینی را شیار نکرده باشد از آن برای آب کشی استفاده نکرده باشند، زرد خالص باشد و کاملا بی عیب یک رنگ باشد. بنی اسراییل پس از مدتها تفحص این گاو را از صاحبش به قیمت گذافی خریدند ذبح کردند و هویت قاتل را کشف کردند. آنچه گفته شد شمه ای از ایرادات عجیب و غریب قوم بنی اسراییل بر حقیقت و حقانیت حضرت موسی بود.

هر چیز که خوار آید، روزی به کار آید:

مرد روستایی با پسرش در راهی نعل آهنی دیدند. پدر گفت: نعل را بردار که به کار آید. پسر گفت: این نعل آهنی به زحمت برداشتش هم نمی ارزد. مرد خورش نعل را برداشت و در جیبش گذاشت. وقتی به آبادی رسیدند نعل را به یک نعل فروش فروختند و با پولش مقداری گیلاس خریدند و به راه خود ادامه دادند تا به صحرا رسیدند. درصحرا آب نبود و پسر داشت از تشنگی هلاک می شد مرد که جلو تر از پسر راه می رفت یکی از گیلاس ها را روی زمین انداخت. پسر خم شد و گیلاس را برداشت. چند قدم که رفتند مرد دوباره یک دانه گیلاس را روی زمین انداخت و پسر دانه ی گیلاس رابرداشت و خورد. تا به آبادی رسیدند. هر چند قدمی که می رفتند مرد یک دانه گیلاس روی زمین می انداخت و پسر آن را برمی داشت و می خورد. مرد به پسرش گفت: یادت هست که گفتم نعل را بردار، گفتی به زحمت اش نمی ارزد؟ پسرگفت: بله یادم هست. مرد گفت: من با پول آن نعل گیلاس خریدم و تو خوردی و از هلاکت نجات پیدا کردی. بدان هرچیز ناچیزی روزی به کار می آید.


موضوعات مرتبط: آموزشی ، لطیفه و طنز ، ضرب المثل
برچسب‌ها: معرفی بهترین کتابهای روز , داستانهای امثال , کتاب باز , زهره طوسی زاده

تاريخ : پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 20:4 | نویسنده : زهره طوسی زاده |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.